تبليغاتX
علامه بلاگ

خبر

پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387
طبق آخرین اخبار آقای رضا پوررحیمی در هفته ی گذشته آزاد شد.

وبلاگ ایشان با شعری جدید به روزشده حرفهای تنهایی

 

شعر جدید خانم مریم دانشور

چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387
شعر جدیدخانم مریم دانشوردروبلاگ حرفهای تنهاییم(وب سایت آقای رضا پوورحیمی)منتشر شد.

خانم مریم دانشور در مصاحبه ی تلویزیونی که در روز دوشنبه مورخ ۱۶/۰۲/۸۷ با صدا وسیمای جمهوری اسلامی انجام داد,به نشر این شعر اشاره کردندوافزودند: این شعر هیچ ارتباطی به اتفاقات رخ داده در ماه گذشته ندارد و تاریخ سرود شدن آن به اوایل عید سال جدید بر میگردد.

لازم به ذکر است که خانم مریم دانشور در ۲۰/۰۱/۸۷ در دانشگاه علامه بازداشت شدند و آقای رضا پوررحیمی"یا ر ادبی ایشان" احظاریه ای دریافت کردند ولی بعد از چند روز و در مراجعت آقای پوررحیمی به دادگاه انقلاب هر دوی ایشان بعد از استنتاق  در ساعت۱۷ همان روز آزاد شدند.

برگرفته شده از سایت خبرگذاری مهر

برای خواند شعر به وبسایت حرفهای تنهاییم مراجعه نماییدد.

 
تابناک: در حالي كه در بيش از دو سال مديريت رئيس كنوني دانشگاه علامه طباطبايي، انتقادات گسترده‌اي نسبت به مديريت وي شده است، همچنان مشكلات اين دانشگاه پابرجاست و اساتيد و دانشجويان، از وضعيت موجود رنج مي‌برند.
به گزارش خبرنگار «تابناك»، از زمان تصدي رئيس دانشگاه در دولت جديد، از دكتر عباسپور (از گزينه‌هاي پست وزارت آموزش‌وپرورش) براي معاونت مالي و اداري بهره برده شد كه چندان دوامي نياورد و از آن هنگام تاکنون، چند بار ديگر معاون مالي و اداري تغيير يافته و هم‌اكنون خود رئيس دانشگاه، عهده‌دار اين کار شده است و به تبعيت از ايشان در برخي دانشکده‌ها نيز رئيس دانشکده، معاونت اداري مالي را به عهده دارد.
اين دانشگاه هم‌اكنون مدير فرهنگي ندارد و معاونت دانشجويي، خود عهده‌دار اين کار است؛ معاونت دانشجويي و مديريت اداري هم با حکم سرپرستي مشغول به کارند و مسئولان ديگري نيز همچنين... شنيده‌ها حاکي است، معاونت پژوهشي چند نوبت استعفا كرده است كه اين عوامل باعث شد حدود يك سال شوراي دانشگاه حتي يك جلسه نيز تشكيل ندهد!
با وجود آن‌كه اكنون حتي پيش‌پاافتاده‌ترين مراكز تجاري و خدماتي نيز داراي سايت‌هاي اينترنتي هستند، هنوز اين دانشگاه سايت مناسبي ندارد به گونه‌اي كه سايت آن بيشتر به اتاق چت شبيه است و در آن نمي‌توان شرح حالي از استادان و واحدهاي دانشگاه و رشته‌ها يافت.
نوع مديريت و برخوردهاي رئيس كنوني، به گونه‌اي است كه برخي بر اين باورند صرفا افراد متملق و چاپلوس در اين مجموعه «علمي» دوام آورده و بسياري ديگر سرخورده شده‌اند و جالب آن‌كه برخي از اين بله‌قربان‌گوها، سابقه چاپلوسي براي دستگاه شاهنشاهي را نيز دارند. همچنين همزمان با رياست آقاي «ش» بر اين دانشگاه، دكتر «ح»، خواهرزاده وي، به عضويت هيأت‌ علمي درآمده است.
اين گزارش مي‌افزايد: مديريت نادرست، باعث شده به رغم در اختيار داشتن بودجه ميلياردي پژوهشي، فعاليت‌هاي علمي و پژوهشي نظير پشتيباني مقالات و مجلات علمي دانشگاه، برگزاري سمينار، انتشار كتب اساتيد اين دانشگاه دستخوش ركود بي‌نظيري ‌شود و بسياري از استادان اين دانشگاه با سنگ‌اندازي‌هاي به وجود آمده، نااميد و سرخورده شوند.
اكنون پرسش اساتيد و دانشجويان بزرگترين دانشگاه علوم انساني كشور، اين است كه با توجه به تأكيدات رهبر انقلاب بر لزوم توليد علم در علوم انساني، آيا در سال نوآوري نيز روند نگران‌كننده اين دانشگاه ادامه خواهد يافت؟

 

نظرات چند تن از كاربران در سایت تابناک:

 

فضای سرخوردگی و رخوت در سراسر این دانشگاه حاکم شده است .

 

با سلام ظمن تشکر از شما از مطرح کردن این خبر
من خود دانشجوی کارشناسی ارشد این دانشگاه هستم
متاسفانه اوضاع علمی از این هم که در گزارش ذکر شده است بدتر است تا جایی که دیگر اغلب دانشجویان ارشد رغبتی به حضور در سر کلاسهای درس ندارند و یا درصورت حضور چرت می زنند از لحاظ سواد درسی در رشته خودم یعنی علوم سیاسی ،بجز یک استاد ، بقیه ی اساتید علمشان متعلق به چندین دهه و حتی سده ی قبل است و از نو اوری و خلاقیت خبری نیست.
در زمینه ی برنامه ریزی اموزشی و ارائه دروس نیز دروسی که دریگر در هیچ دانشگاهی ارائه نمی شوند و یا جزئ دروس اختیاری هستند دراین دانشگاه هر چند به اسم اختیاری ارائه میشوند ولی چون تنها در س اختیاری ارائه شده هستند دانشجویان مجبورند این درس را بردارند و به درخواستهای متعدد دانشجویان وقعی نمی نهند گویا این دانشگاه ملک شخصی شان شده است .مثلا رئیس دانشکده مذکور اقای ((ط)) با توجه با رفاقت خویش با اقای ((الف)) هر ترم درس ((مسائل مارکسیسم)) را به رغم اعتراض دانشجویان به عنوان تنها درس اختیار ی قرار میدهد دانشجویان مجبورند با استادی که باید حداقل 20سال پیش هم به جهت سن و هم به جهت سطح سواد بازنشسته می شد این در س را پاس نمایند
با توجه به این که مقام معظم رهبری امسال را به عنوان سال خلاقیت و نو آوری نام نهادند امید وارم در کار این دانشگاه نیز گشایشی فراهم اید

 

اين آقاي ش به حدي از دانشجويان اين دانشگاه دور هستند كه دانشجويان اين دانشگاه براي ديدار با وي بايد از مدتي قبل وقت بگيرند وبعد هم معلوم نيست اين آقا و يا دفتر وي با اين در خواست ديدار موافقت كنند يا نه ما در طول اين دوسال شاهد بوديم كه به علن سياست هاي نامناسي اين آقا تعدادي زيادي از دانشجويان اين دانشگاه اخراج شده اند

 

خیلی از موارد را در گزارش نیاوردید. بحث آزمون دکتری آشفته و بی نظمی که برگزار شد را از قلم انداخته اید. قبول کنید که در تنها دانشگاه جامع علوم انسانی کشور آزمو دکتری به آن شکل برگزار شود!!!!!!!!!
همچنین دانشگاه علامه طباطبایی در جشنوار فارابی (تنها جشنواره بین المللی حوزه علوم انسانی که برگزار کننده اش وزارت علوم بود) هیچ رتبه ای کسب نکرد!!!!!!!!!!
جهت اطلاع نگارنده : مدیر فرهنگی دانشگاه علامه طباطبایی در روزهای پایانی سال 86 البته پس از چند ماه که مدیر فرهنگی نداشت، منصوب شد .......

 

به موارد بالا می توان این چند نکته را نیز افزود:
- ثبت نام و برگزاری آزمون دکترا به طور کاملا مفتضح (به عنوان مثال ارائه کارت ورود به جلسه در روز آزمون!! به یکی از آقایان بعد از دو ساعت تاخیر!! به اسم یکی از خانم ها!!!!
مشکل دار بودن اساتید دانشکده اقتصاد با رئیس دانشکده جدید
استعفای معاون دانشکده اقتصاد در اعتراض به رفتار ریاست دانشکده

 

من حدودا ده سال است که به صورت حق التدریسی در این دانشگاه تدریس می کنم. از دو حدود سه سال پیش ارتباط من با دانشگاه به ستلی یک ترم تقلیل یافته است، زیرا در انگلستان و با هزینه شخصی مشغول به تحصیل هستم (هرچند رتبه اول کارشناسی ارشد همین دانشگاه هستم و می بایست در دوره دکتری آن حق تقدم پذیرش داشتم!!) در هر حال کاشکی مشکل فقط خود آقای (ش) به عنوان ریس دانشگاه بودند، ایشان در زمانی که مریض بودند شخصی را به عنوان قائم مقام جایگزین کرده بودند که بدون اجازه ایشان حتی آب نمی خوردند و کل کارهای دانشگاه (حتی امضا های ساده مانند گواهی های معمول) خوابیده بود زیرا جناب آقای دکتر عبدالله شفیع آبادی می خواستند درجه اخلاص و وابستگی خود به آقای ریس دانشگاه را اثبات نماید. خدا را صد هزار مرتبه شکر که در انگلستان و دانشگاه ساسکس از این ترم مشغول تدریس نیز شده ام و دیگر لازم نیست باز به آن دانشگاه برگردم . آقای (ش) حتی زمانی که ریاست دانشکده روانشناسی و علو تربیتی را نیز دراختیار داشتند فعالیت های درخشانی نداشتند که اکنون در مقام ریاست بتوانند چنین کاری بکنند. به هرحال من دانشجوی ممتاز آن دانشگاه پس از ده سال تدریس و بارها تقاضای بررسی پرونده ( در این اواخر سه بار) و حتی تقاضای مکرر گروهی که در آن سالها به تدریس مشغولم و اعلام نیاز از جانب آنها حتی یک بار جواب منفی هم نشنیدم. جالب این است که هر ترم د رآن دانشکه فرم های مفصل از ارزشیابی اساتید در اختیار دانشجویان قرار گرفته می شود و نتایج آن درست برعکس مورد استفاده قرار گرفته می شود هر آنکس که دانشجویان کمتر مورد توجه قرارش می دهند و مورد انتقاد است درست برعکس جایگاه والاتری می یابد و عزیز تر می شود و استاد محبوب احتمالا مغضوب و مطرود می شود. حالا دیگر خدا می داند که بودجه های میلیاردی چه می شود. خدا را صد هزار مرتبه شکر که با سه سال حضور در یک کشور بیگانه در آستانه استخدام قرار دارم (به واسطه بیش از شش مقاله بین المللی) ولی ده سال حضور در دانشگاه علامه و خواهش و تمناهای بسیار اساتیدی که افتخار دانشوجی آنان را داشتم و التماس گروه و اعلام نیاز چندین باره انها و رتبه اولی دوره کارشناسی و کارشناسی ارشد در آن دانشکده تماما به عنوان نکات منفی اینجانب در نظر گرفته شدند آنوقت خواهر زاده ها و برادر زاده ها بدون در نظرگیری توانمندیشان بایدبه عضویت هیئت علمی استخدام شوند! فقط دلم به حال دانشجویان می سوزد که پس از بازنشسته شدن همین چند نفر استادی که به دانشگاه اعتبار داده اند باید به دست چه کسانی بیفتند. اعتبار تعارف سرش نمی شود، زمانی دانشگاه علامه بهترین بود که فعالیت هایش بهتر از بقیه دانشگاهها بود حالا سالها است که حتی در مقیاس خود ایران و داشنگاههای آن عددی نیست.

 

سايت دانشگاه كه واقعا باعث خجالت است و بنده يكبار تلفني هم اين موضوع را به مسئول روابط عمومي دانشگاه (حدود يكسال پيش) مطرح كردم اما جواب قانع‌كننده‌اي نشنيدم. جالب است كه سايت به محلي براي چت كردن مدير ارشد! سايت با كاربران تبديل شده است.

 

والله اين دانشگاه علامه هميشه خدا همين وضع رو داشته است . هميشه كمبود امكانات و بدبختي. ما كه فارغ التحيل شديم ولي هيچ وقت به اين دانشگاه به اندازه دانشگاه تهران بودجه و امكانات ندادند. يادم هست حبيبي،‌ريس سابق اين دانشگاه براي اينكه در دولت جديد عوضش نكنن،‌مقدراي از بودجه سالانه دانشگاه را به وزير پس داده بود. حبيبي با اينكه در طيف اصلاح طلبان قرار داشت ولي آدم ...ي بود. اگر دنباله اين ماجرا بگيريد مي بيند كه در اين دانشگاه چه مافيايي خوابيده است.

 

 به عنوان یک دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه علامه طباطبایی، تاسف خود را از اضمحلال و سقوط جایگاه علمی، پژوهشی و فرهنگی این دانشگاه اعلام می کنم.

 

با سلام
من داشنجوی کارشناسی ارشد در دانشکده مدیریت و حسابداری هستم.می خوام کمی راجع به امکانات این دانشکده صحبت کنم: تحقیق که اساسی ترین بخش در مقطع تحصیلات تکمیلی است نیازمند زیرساخت های ارتباطی قوی است که این دانشکده کاملا از آن ها بی بهره است. ( عملا فاقد آزمایشگاه کامپیوتری می باشد) .من برای برخورداری از انتشارات معتبر نظیر
elsevier،ebsco و ... مجبور به مراجعه به سایر دانشگاه ها می باشم . کتابخانه آن بسیار محقر می باشد. محیط آموزشی آن بسیار کوچک است. از کارمندانی بسیار بی ادب بهره مند است!!! و بسیاری مسائل دیگر . مسائلی که به آن ها اشاره شد جز ساده ترین امکاناتی هستند که یک دانشگاه باید از آن ها برخوردار باشد. امتحان زبان دوره دکتری آن هم که با چه فضاحتی و 2 ساعت تاخیر برگزار شد. اگر در ساختار مدیریتی آن در همه سطوح تحول مثبتی ایجاد نشود، به زودی به کم بازده ترین داشنگاه تیدیل می شود!!!

 

رئيس دانشگاه متاسفانه ايشان اصلا اهل فرهنگ و ادب نيست.تمامي دانشگاهيان و استادان از ايشان و عملكرد ايشان ناراضي هستند.چرا كسي پاسخ گو نيست.؟

 

با سلام
با توجه به اينكه بنده دانشجوي اين دانشگاه بوده ام در زمان مديريت جناب اقاي دكتر حبيبي مي خواستم عرض كنتم هر وقت ما به اين نكته رسيديم كه تخصص و شايسته سالاري اصل اساسي در مديريت علمي است و مديريت علمي برتر از مديريت هياتي است.در كارها موفق بوده ايم. رياست محترم اين دانشگاه با توجه به شناختي كه بنده از ايشان داشته و دارم. انسان شريف و مومني است كه بدليل عدم تخصص و كهولت سن و بيماريهاي متعددي كه باعث ميشود ايشان بيشتر در بيمارستان و بستر بيماري باشند تا اتاق رياست دانشگاه توانايي اداره حتي يك گروه علمي اين دانشگاه را ندارد. و البته اين امر به اثبات رسيده است.
حال پرسش اساسي اين است كه ايا زمان آن فرا نرسيده است كه انتخاب روساي دانشكده ها و دانشگاه هاي كشور را به عهده خود اعضاي هيات علمي دانشگاه گذاشته و بدينوسيله حداقل آبروي علمي دانشگاه ها را حفظ كنيم. متاسفانه وزارت علوم فعلي بيشتر در ايجاد مشكلات مديريتي و علمي موفق بوده است. كاش كمي عاقل تر باشيم حتي اگر علمي نيستيم.
البته اين كه اين نظر درج نشود ناراحت نميشوم چون آزادي بيان در نظر براي ما و در عمل فقط براي ديگران خوب است و محافظه كاري سايت نيز از سياست هاي كشورهاي پشت به توسعه است.

 

ایشان سابقه جالبی در این دانشگاه در سالهای منتهی به 1374 هم دارد که بنده توصیه میکنم مورد بررسی قرار گیرد.

 

چنانکه خواهر زاده این بزرگوار به عضویت هیات علمی درآمده است دختر ....که فوق لیسلنس رشته الهیات گرایش فقه و مبانی حقوق اسلامی می باشد با علیرغم مخالفت گروه حقوق دانشگاه تربیت مدرس به عنوان دانشجوی نمونه به تحصیل در دوره دکتری رشته حقوق خصوصی مشغول شده است که موجب نارضایتی شدید اعضای گروه شده است و شکایتی به سازمان بازرسی کل کشور نیز صورت گرفته که در حال بررسی است . ایا رانت خواری که برای عده خاصی بد است و برای عده خاصی شیرین تر از عسل. لطف کنید این ÷یام را چا÷ کنید تا شاید دانشگاه تربیت مدرس از کار خلاف خود دست بر دارد و مانع ادامه تحصیل غیر قانونی نامبرده شود. برای احراز صحت این مطالب می توانید تحقیق کنید.

 

من سال گذشته در آزمون استخدامی این دانشگاه شرکت کردم تا کنون نتایج آن اعلام نشده . حلا دلیلش رو فهمیدم.

 

با سلام
من یکی از دانشجویان کارشناسی ارشد این دانشگاه هستم.گزارشتان بسیار جالب اما کوتاه و موجز بود.از ضعف و سو مدیریت رئیس دانشگاه علامه می توان چندین گزارش مفصل نوشت.امیدوارم گزارش مفصل تری از سو استفاده ها و اشتباهات مکرر مدیریتی این دانشگاه تهیه کنید که از اخرین آنها تغییر مکان غیر کارشناسانه کتابخانه مرکزی این دانشگاه که به رغم مخالفتهای کلیه دانشجویان و کارمندان کتابخانه و صرفا به خواست مدیریت دانشگاه انجام گرفت را می توان نام برد

 

من يكي از داشجويان حقوق دانشگاه علامه هستم.كمبودهاي مذكور در اين دانشگاه كه حتي گفته مي شود كه بزرگترين دانشگاه علوم انساني خاورميانه مي باشد بسيار بيش از اين است.اخراج و محروميت از تحصيل حدود 40 نفر از دانشجويان اين دانشگاه در 2 سال اخير از ديگر دستاوردهاي روي كار آمدن رئيس جديد در دولت نهم است.تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل.

 

 رئیس دانشگاه بزرگی هم چون دانشگاه علامه طباطبایی (که رئیس هیات ممیزة دانشگاه هم هست) باید حداقل مرتبه دانشیاری داشته باشد. همین امر باعث شده است که نه درکی از پژوهش اعضای هیات علمی داشته باشند و نه اجازه چنین کاری را بدهند. همین قدر بس که از بودجة پژوهشی دو میلیارد تومانی سال دانشگاه حتی نصف آن را نتوانسته اند جذب کنند (به نقلی فقط یک چهارم آن جذب شده است) و حتی در ردیف های مشخص بودجه اجازه استفاده از آن را به اعضای هیات علمی دانشگاه نمیدهند. نه برگزاری سمینار و نه پشتیبانی مقالات و مجلات علمی دانشگاه و نه اجازه شرکت در کنفرانس های بین المللی و نه پشتیبانی از سخنرانی های علمی در دانشگاه و نه انتشار کتابهای استادان ... هیچیک امکان گذر از بهانه های واهی ایشان را به سادگی نمی یابند و نگاهِ سراسر غیر علمی و چاپلوس¬پسندانة سد راه بزرگی برای جذب بودجه و عقب افتادگی هرچه بیشتر دانشگاه گردیده است.

 

برخورد های ایشان با اعضای هیات علمی دانشگاه بدبینانه است و به بهانه نظم و ترتیب بخشیدن، اصل را در دانشگاه بر حذف و برخورد با اعضای هیات علمی گذاشته اند. همین امر امنیت شغلی را بی جهت در دانشگاه به خطر انداخته است. در این شرایط فقط روحیة چاپلوسی افراد برایشان مطرح است و کسانی که بیشتر بتوانند نسبت به اطاعت بی چون و چرا از اوامر ایشان خاکساری نمایند مورد توجه هستند و جالب آن است که به همین جهت برخی را که باید به علت فسادهای قبلی شان مورد سوال و جواب و توبیخ قرار دهند مورد مهر قرار داده اند، چرا که بسیاری از اعضای هیات علمی قدیمی با این تغییر و تحولات بیرون از سیستم عادت کرده و یاد گرفته اند چگونه با هر نوع سیستمی سازگار شوند و نیروی های فعال را کنار زنند و با خود را همراه نشان دادن و اجرای اوامر ایشان در هر حالی بر بدنه دانشگاه حاکمیت یابند. وای به حال فردی که کوچک ترین انتقادی از اوامر ایشان نماید که به انواع دسیسه ها در حذف و بدنام کردن او تلاش می کنند. در دوران مریضی ایشان هرکس که بیشتر به عیادت و همراهی می رفت مورد لطف قرار می گرفت و توقع به حدی بود که در پیام تشکر خودشان از این افراد که در سطح دانشگاه پخش کردند مرقوم فرمودند(!) تشکر خویش را از «کسانی که به شرف حضور رسیدند» اعلام می دارند.

چرا حقایق را نمی نویسید؟
شناخت و آگاهی ایشان از تحولات شتابان علمی و ابزارهای ضروری این تحولات بسیار اندک است. نه چندان تسلطی به زبان های بین المللی دارند و نه موقعیت بین المللی را درک می کنند و نه با رابطه هایی اینچنینی همچون مراکز بزرگ علمی دنیا آشنایی دارند. همین امر باعث شده است در طول مدت ریاست ایشان هیچگونه فکر و ایده ای برای رشد دانشگاه از این بابت نداشته باشند و هیچ تحرکی دیده نشود، چرا که نسبت به برخی کاستی ها اصلا شناختی ندارند و حتی مانع کسانی که در این زمینه ها میخواهند فعالیتی کنند گردند.
مدیریت ایشان اصلا سیستم پذیر نیست. توقع دارند همه گونه کاری در دانشگاه حتما با اجازه و نظر ایشان (که اغلب خام و ناسنجیده و نامناسب است) انجام پذیرد. همین امر بسیاری کارهای روزمره دانشگاه را معطل گذاشته و برای انجام بسیاری امور معمول، باید مدت ها منتظر ماند. به هر اداره ای که مراجعه می شود پاسخ شنیده می شود که ما نمی توانیم پاسخی بدهیم و باید خود حاج آقا نظر بدهند و نظر ایشان هم معلوم نیست طبق چه ضوابطی انجام می شود. بسیاری وقت ها از زیر بار قانون رفتن به شدت اباء دارند و خود را قانون می دانند. این خصیصة ایشان که همه کارها باید از مجرای نظر ایشان انجام شود دیگر زبانزد همه، چه داخل و چه خارج دانشگاه، شده است و ایشان را به این عنوان می شناسند. (کافی است اشاره شود در ابتدای حضور خود در دانشگاه گفته اند من خود بسیج هستم، جهاد دانشگاهی هستم، انجمن اسلامی هستم ...). حتی اعضای هیات علمی برای انجام کارهای قانونی خود مخصوصا در مورد ارتقاء یا اخذ بودجه های مربوط به فعالیت های خود حتما یکبار بایدحضور پیدا کنند و خواهش کنند تا کار اداری دانشگاهی آنها انجام شود. ادامه این وضع نه تنها کارهای روزمره دانشگاه را دچار خلل می سازد بلکه فرصتی را برای جبران عقب ماندگی ها و رشد و پیشرفت دانشگاه باقی نخواهد گذاشت. همین امر باعث شده است سیستم اداری و آموزشی و پژوهشی دانشگاه به هیچ وجه عکس العمل مناسبی نسبت به کارهای جدید در دانشگاه و بیرون از روزمرگی نداشته باشد.

عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی

 

صدور احکام برای دانشجویان علامه

جمعه سی ام فروردین 1387
کمیته انضباطی دانشگاه علامه طباطبایی برای ۱۳ نفر از دانشجویان این دانشگاه احکام «تعلیق از تحصیل» صادر کرد.

این احکام که به امضای «صدرالدین شریعتی» رئیس دانشگاه علامه رسیده، برای اکثر دانشجویان قطعی و برای تعدادی نیز بدوی است. بر این اساس امیر رئیسیان، مهربان کشاورز، فرهنگ سلامی، امیر یعقوب علی، شیما فرزادمنش، نگین فرازمند و مهدی گلرو یک ترم از تحصیل محروم شده اند. همچنین عسل اخوان و صادق شجاعی با دو ترم تعلیق مواجه هستند. به علاوه چهار نفر از دیگر دانشجویان هم جمعا ۶ ترم از تحصیل تعلیق شده اند.

کمیته انضباطی دانشگاه علامه در شرایطی این احکام را صادر کرده است که در سال گذشته صدور ۴۰ ترم تعلیق دانشجویان از تحصیل را در کارنامه خود دارد. همچنین هفت نفر از دانشجویان معلق از تحصیل شامل سلیمان محمدی، رشید اسماعیلی، امیر رئیسیان، علیرضا ارشادی فر، علیرضا موسوی، مهدی گلرو و مجید دری هم اکنون ممنوع الورود هستند و اجازه تردد در دانشگاه علامه را ندارند.

دانشجویان علامه طی ماه های گذشته با برگزاری چندین تجمع و مراسم مختلف خواستار برکناری شریعتی رئیس دانشگاه، بوده اند. این تجمع ها در کنار مطالبات صنفی آنها در سال جاری نیز استمرار پیدا کرده است. به طوری که سه شنبه هفته گذشته جمعی نزدیک به ۳۰۰ نفر از دانشجویان دانشکده ادبیات دانشگاه علامه در اعتراض به وضعیت بد غذا، نحوه مدیریت دانشگاه و چگونگی انتخابات شورای صنفی اعتصاب غذا کردند.

دانشجویان به صورت خودجوش ظرف های غذا را از سلف دانشگاه بیرون آوردند و در حیاط دانشگاه چیدند. اعتراض آنها با حضور برخی از مسوولان دانشگاه از جمله معاون پژوهشی دانشکده ادبیات و مسوول غذای دانشگاه و وعده پیگیری درخواست های آنان خاتمه پیدا کرد.

وباز هم شروعی جدید.

در جدید ترین واکنش ها نسبت به احکام مذکور خانم دانشور اعلام کرد که ازتعهدی که داده اند باید کمی فراتر رود و اشعاری که قرار بود از کتاب ایشان پاک شود از وبلاگ حرفهای تنهاییم به زودی منتشر خواهد شد

 

اخبار

چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387
سايت آقاي رضا پوررحيمي مجدداً فعاليت خود را آغاز نمود

آدرس سايت حرفهاي تنهاييم میباشد.

در شروع به کار مجدد سایت آقای پوررحیمی و خانم مریم دانشور ایشان به تشکر از بعضی خبر کذاری ها و گله از برخی دیگر نموده اند و باز هم توضیحی در مورد اتفاقات صورت گرفته ندادند

خبر گذاری دانشگاه علامه  این اتفاق فرخنده را به هر دو عزیز تبریک میگوید

 

اخبار

چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387
بعداز ماجرای بازداشت خانم مریم دانشور و آقای رضا پوررحیمی و آزادی ایشان ,طی گفتگوی کوتاهی که با خانم دانشور انجام دادیم ایشان به هیچ عنوان حاضر به پاسخ گویی در باره ی ماجرای بازداشت چندروزه ی خود و احظار آقای پوررحیمی نشدند و فقط به صورت مختصر از سرودن شعری جدید سخن گفتند که بنا به گفته ی ایشان این شعر در وبسایت حرفهای تنهاییم قرار است پخش شود.

ایشان زمان دقیق پخش شعر را اعلام نکرداند اما شنیده ها حاکی از آن است که این شعر به زودی منتشر خواهد شد.هچنین کتاب "راه رفتن روی زمین"برای بار سوم مجوز نشر گرفته و به گفته ی خانم دانشور در حال مذاکره با ناشر میباشند.

با سکوت خانم مریم دانشور و آقای پوررحیمی سوال ها در باره ی این ماجرا و سکوت معنی دار این دو زیادتر میشود,این سکوت در اذهان عمومی پاسخ های گوناگونی خواهد داشت!

 

 

تجمع در دانشکده ادبیات علامه طباطبایی

سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387

بیانیه ی انجمن اسلامی منتخب دانشکده ی ادبیات دانشگاه علامه

دانشکده ی ادبیات و زبان های خارجه ی دانشگاه علامه طباطبایی بار دیگر شاهد برگزاری تجمعی

بود که دانشجویان در آن نسبت به کیفیت بد غذا، ناکارآمدی انجمن صنفی ومدیریت غیر پاسخگو اعتراض کردند. اگر چه این تجمع کاملا خودجوش و دلایل شکل گیری آن نیزکاملا صنفی بوده است ولی آنچه مسلم است هیچ گاه نمی توان آن را به صورت مسئله ای جدا و بدون در نظر گرفتن نارضایتی های کلی دانشجویان که پس از روی کار آمدی رئیس انتصابی این دانشگاه هر چند وقت یک باربه صورت های گوناگون خود را نشان داده است بررسی کرد. به طوری که ریشه و آبشخور

این اعتراض صنفی را نیز باید در همان جایی جستجو کرد که به اعتراضات سراسری دانشجویان این دانشگاه در ادریبهشت ماه و خرداد و همچنین تجمع روز 8 آبان سالی که گذشت شکل داده است . یعنی همان نحوه ی مدیریتی که با عملکرد پادگانی خود موجبات تعطیل نهادهای منتقد و تشکل های غیر وابسته ی دانشجویی و در راس آن انجمن اسلامی دانشگاه را فراهم کرده و به این طریق عملا امکان نظارت دانشجویان بر شیوه ی اداره ی خانه ی اصلی خودشان را از آنها سلب کرده است .

در همین راستا و بر پایه ی همین تفکر ریاست انتصابی دانشگاه بود که در انتخابات انجمن صنفی دانشگاه که چندی پیش برگزار شد کلیه ی نامزدهایی که به نوعی در عقاید و فعالیت هایشان از استقلالی نسبی برخوردار بودند رد صلاحیت شدند. و این گونه مسئولین انتصابی دانشگاه با نادیده گرفتن اکثریت دانشجویان این تشکل را نیزبه دست اقلیتی هم سو با خود قرار دادند. بدین ترتیب چند تن معدود از برادران و خواهران ارزشی که هیچ گاه در معرض رای مستقیم دانشجویان قرار نگرفته اند با برخورداری از کلیه امکانات و امتیازات تشکل های مذکور از یک طرف در دفتر بسیج خالصانه به خدمت هم دانشکده ای های خود می رسند!از یک سو برد انجمن اسلامی تصرف شده را به روز می کنند. در دفتری دیگر به فعالیت در جهاد دانشگاهی می پردازند و دست آخرهم گریزی به کار تولید علم در انجمن های علمی می زنند!

 

و این در حالی است که سهم من و تو از این تخصصی ترین دانشگاه علوم انسانی خاورمیانه ! زندان است و اخراج و بیش از50 ترم تعلیق. تنها به این گناه که متفاوت از آن عده معدود می اندیشیم.

 

انجمن اسلامی منتخب دانشکده ی ادبیات دانشگاه علامه که همواره مشروعیت خود را از رای مستقیم دانشجویان کسب کرده است ضمن حمایت از کلیه مطالبات به حق دانشجویان اعلام می کند : تا هنگامی که مسیر نظارت و پاسخ خواهی از طریق تشکل های  مستقل هموار نشود نمی توان امیدی به اصلاح وضعیت موجود داشت. چرا که هیچ گماشته ای به طور طبیعی توان اعتراض به گمارنده ی خود را ندارد و در تصمیم گیری هایش بیش از آنکه دربند منافع گروهی باشد که به نام آن فعالیت می کند مصالح کسانی را در نظر می گیرد که او را بر مسند کار نشانده است. آن کس توان و شهامت اعتراض دارد که پشتوانه ی قدرت خود را از طریقی به غیر از انتصاب به دست می آورد و این همان حلقه ای است که امروز در انجمن صنفی، انجمن اسلامی تصرف شده، بسیج و دیگرتشکل های دانشگاه علامه گم شده است.

لازم به ذکر است که آقای رضا پوررحیمی و خانم مریم دانشور نیظ در این مراسم خودجوش شرکت کرده بودند,ولی باز هم از پاسخ دادن به اتفاقات رخ داده سکوت و هر دو عزیز با هم از دانشگاه خارج شدند

تلاش های بسیار زیاد گروه خبری ما برای مصاحبه با این دو عزیز ناکام ماند ولی خبر ها و مشاهدات ناشی از این است که خانم مریم دانشور و آقای رضا پوررحیمی بنا به دلایل خاص و نا مشخص از گفتگو با دوستان و خبر نگاران خود داری میکنند.

 

خبرنامه امیرکبیر: در پی احظار تلفنی آرمان صداقتی، عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی امیرکبیر، به دادگاه انقلاب بلافاصله دادگاه این دانشجو بدون حضور وکیل تشکیل و دقایقی بعد حکم ۲ سال حبس تعلیقی به وی ابلاغ شد.آرمان صداقتی آبان ماه سال گذشته پس از شرکت در تجمع دانشجویان در دانشگاه علامه، که در اعتراض به صدور احکام سنگین حبس برای سه دانشجوی در بند دانشگاه امیرکبیر و محرومیت دانشجویان از حق تحصیل برگزار شده بود، به همراه بهنام سپهرمند و مازیار سمیعی دستگیر و روانه بند ۲۰۹ زندان اوین شد.به گزارش خبرنامه امیرکبیر روز شنبه، ۱۷ فروردین، از این دانشجو خواسته شد در اسرع وقت به دادگاه انقلاب مراجعه کند. صداقتی پس از آن که تا روز دوشنبه نتوانست به دادگاه مراجعه کند بار دیگر از دادگاه انقلاب با خانواده وی تماس گرفته شد و از آن ها خواسته شد هر چه سریعتر فرزند خود را به دادگاه انقلاب معرفی نمایند.روز سه شنبه، ۲۰ فروردین، پس ار مراجعه این عضو انجمن اسلامی امیرکبیر به دادگاه انقلاب، قاضی شعبه ۲۸ بلافاصله با فراخواندن متین راسخ، نماینده دادستان، دادگاه را بدون حضور وکیل متهم تشکیل داد و به درخواست استمهال وی نیز توجهی نکرد. دادگاه با چند سوال و جواب کوتاه و پس از گذشت چند دقیقه به پایان رسید و بلافاصله حکم دو سال حبس تعلیقی به آرمان صداقتی ابلاغ شد.گفتنی است دادگاه انقلاب با ارسال احضاریه دیگری برای پدارم رفعتی، دیگر عضو انجمن اسلامی امیرکبیر، که او هم در جریان تجمع دانشگاه علامه بازداشت شد از او خواسته است جهت تشکیل دادگاه روز ۹ اردیبهشت به شعبه ۱۳ دادگاه انقلاب مراجعه کند. این احضاریه در تاریخ ۱۱ فروردین به دست پدرام رفعتی رسیده است.گزارش های رسیده همچنین حاکی است شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب با احضار آرش خاندل، از اعضای انجمن اسلامی دانشگاه لرستان، که در روز ۱۸ تیر در دفتر سازمان دانش آموختگان ایران دستگیر شده بود، به تشکیل دادگاه وی اقدام و اعلام کرده است ظرف روزهای آینده حکم صادره به وی ابلاغ خواهد شد.

 
طبق اخبار حاصله صبح امروز آقای رضا پوررحیمی به همرا وکیل خود به دادگاه انقلاب مراجعه کردند.پس از انجام مراحلی, بازپرس سنائی از ایشان بازجویی و در مواردی که هنوز هم برای گروه خبری ما مشخص نشده و آقای پوررحیمی نیز مایل به توضیح در مورد آنها نیست از ایشن باز جویی نموده.

 ایشان در ساعت ۳۵/۲۰ دقیقه آزاد وبه همراه وکیل خود, بدون جواب به سوالات خبرنگاران حاضر که فقط هم از دو خبرگذاری یه مهر و ایسنا بودند به منزل مراجعه نمودند.

درمورد خانم مریم دانشور طبق اخبار حاصله ایشان نیز در ساعت ۱۷ آزاد شدند.

ما همچنان در تلاش هستیم تا بتوانیم با این دو عزیز مصاحبه ای کرده و آن را به سمع و نظر شما برسانیم.

خبر گذاری دانشگاه علامه 

 

گزارش

پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387
بلاخره و بعد تلاش های بسیار گروه خبری ما موفق به گفتگوی کوتاهی با آقای رضا پوررحیمی در مورد مسائل و اتفاقات روخ داده شد که آن را به استحضار می رسانیم.

خبر گذاری دانشگاه علامه  :آقای پوررحیمی لطفاْ توضیح کامل و جامعه ای در رابطه با بازداشت خانم مریم و احظار شما به دادگاه انقلاب به ما و خوانندگان بدهید,شایعه در رابطه با این حادثه بسیار است و ما می خواهیم از واقعیت ها مطلع شویم.

رضا:شما سوال جالبی پرسیدید,من هم در همان اندازه ای که شما از این حادثه خبر دار هستید با خبرم,در ضمن خبر بازداشت خانم دانشور را آن هم به آن شکل از خبرنگار خبرگذاری مهر شندیم همراه با کمی هم شاخ و برگ اضافه.

خانم دانشور برای انجان اومور اداری در رابطه با دریافت مدرک فوق لیسانس خود به ساختمان اداری دانشگاه علامه مراجعه میکنن و در آنجا توسط نیروی انتظامی من تاکید میکنم توسط نیروی انتظامی بازداشت شدند ولی امروز در ساعت ۳:۴۰ دقیقه ی  صبح وقتی با منزل خود تماس گرفتن اعلام کردن که در بازداشتگاه قرارگاه ثارالله سپاه هستند,و اعلام هم کرده اند که هنوز خود دلیل بازداشتشان را نمی دانند.

صبح امروز بنده هم بنا ه پیگیری هایی که انجام دادم و با برسی و پیگیری برخی از دوستان در خانه ی شعر ایران و دوستان دیگر به این نتیجه رسدم که این اتفاق سوء تفاهمی بیش نیست و به خواست خدا این سوءتفاهم هم تا روز شنبه-یکشنبه حل میشود و ماجرا ختم به خیر خواهد شد.

خبر گذاری دانشگاه علامه  :آیا این بازداشت و احضاریه ی مرتبط با کتاب شما بوده و یا اینکه برای مراسم روز جمعه بوده؟چون شنیده شده که برای جلوگیری از مراسم روز جمعه که شما برگذار کرده اید و در این مراسم هم شعرای مبارز علیه انقلاب هم حضور داشتند,عوامل اجرایی بر این شدند که از برپایی آن جلو گیری کنن.آیا چنین حرف هایی صحت دارد؟

رضا:روز جمعه تولد بنده بوده و برای همین هم جشنی قرار بود که برگذار بشه.خوب بنده میهمانان زیادی داشتم که شاید بعضی از آنها در تفکر خود ایراداتی به نظام داشته باشن که من از آن بی خبرم ولی فکر نمیکنم که برای جلوگیری از این مراسم این حادثه رخ داده شده باشد و همانطور که عرض کردم امید وارم که این سوء تفاهم به زودی بر طرف شود.

خبر گذاری دانشگاه علامه  :

آقای رضا پوررحیمی چون در شرایط روحی مناسبی نبوده اند قول مصاحبه ای جامع تر را برای روز جمعه به ما دادند.

در رابطه با حوادث روی داده اساتید محترم جناب استاد دکتر صمد رحمانی خیاوی (رئیس انجمن ادبی تبریز) ، استاد حسن کرمانی (از اساتید بنام خوشنویسی و آواز) ، استاد جواد شکوری (از اساتید بنام در مدرسه ی انشاء تن و روان) ، درویش سفید (استاد علوم ماوراء الطبیعه) و تنی چند از بزرگان از روخدادن چنین حوادثی ابراز نگرانی کرده و خواستار رسیدگی به این حادثه و پاسخ گویی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و وزارت علوم شده اند

 

 
خانواده ی خانم مریم دانشور ساعتی پیش اعلام کردند که خانم دانشور با ایشان

تماس حاصل نموده و از وضع جسمی و رو حی خود ابراز رضایت نموده.

به گفته ی خانم مریم دانشور ایشان در یکی از بازداشتگاه های قرارگاه ثارلله سپاه

قرار دارد و هنوز هیچ کس حتئ کلمه ای باایشن صحبت نکرده و ایشان هنوز از علت

بازداشت خود ویا اینکه بنا به در خاصت کدام مرجع صورت پذیرفته اضحار بی اطلاعی

کردند.

ما به محض دریافت جدید ترین اخبار آن را به استحضار خواهیم رساند

 

پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387
ظهر امروز خانم مریم دانشور در ساختمان اصلی دانشگاه علامه واقع در ابتدای خیابان آبان بازداشت شد.

گفتنی ست برای آقای رضا پوررحیمی هم احظاریه ای ارسال شده که به اطلاع

 ایشن رسانده اند که روز یکشنبه ۲۵ خودرا به شعبه ی ۲۴ دادگاه انقلاب معرفی کند.

لازم به ذکر است که خانم مریم دانشور و آقای رضا پوررحیمی از شعرای محبوب ایران

 زمین هستند که مشترکاْ وبلاگی تهت عنوان حرفهای تنهاییم را اداره یکردند که البته بیشتر مدیریت این وبلاگ با آقای پوررحیمی بوده.

از نکات قابل توجه دیگر کتاب مشتر این دو شاعر ود که وزارت فرهنگ و ارشاد

اسلامی برای سه مرتبه مجوز آن را صادر و لغو کرده بود که چنین موردی در طول عمر

 این وزارت خانه  بی سابقه بوده

همچنین برای سالروز تولد آقای پوررحیمی مراسمی در روز جمعه تدارک داده شده

 بود که بسیاری از شعرای جوان نیز در آن حضور داشتند.

ما به محض دریافت خبر های جدید آن هارا به مستحضر شما خواهیم رساند

 

گزارش

پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387
 استاد دکتر صمد رحمانی خیاوی (رئیس انجمن ادبی تبریز) با ابراز تعصف از روی دادن

   این حادث خاستوار رسیدگی و پیگیری های ملموس آن از سوی دستگاه های

 زیربط و همچنین شخص آقای احمدی نزاد شداند

 

ضرورت ايجاد تشكل دانشجويي

چهارشنبه هفتم آذر 1386

 

تشكل دانشجويي

امروز پس از گذشت چند سال از بر خواستن پرچم هاي سرخ از زمين دانشگاه شاهد يك فضاي قطب بندي شده در دانشگاه هستيم در سمتي انقلابيون و در سمت ديگر آخرين سنگر رژيم يعني تحكيم وحدت قرار دارد زماني اين  تقسيم بندي بين تحكيم و بسيج بود اما بعد از وقايع 18 تير بسيج ديگر تقريباً پايگاه سياسي و اجتماعي خود را از دست داده و تبديل به يك گروهك تروريستي منفعل و منفور در دانشگاه شده ، پس نا خواسته تحكيم با رنگ و بوي ليبرال مآبانه و هواخواه جناح چپ رژيم ( دو خرداد ) به فعاليت ادامه مي دهد ، اما بعد از رو شدن دست اين جناح باز هم در وقايع 18 تير و در دولت خاتمي نوبت به دانشجويان انقلابي رسيد و يك فضاي تقريباً دو قطبي بين چپ و راست را ايجاد كردند اما نقطه ضعف اين جناح چپ و انقلابي نداشتن يك تشكل توده اي مستقل است كه با داشتن يك پايگاه اجتماعي بزرگ حتي در خارج دانشگاه و بين طبقه كارگر مي تواند يك تشكل قوي در سطح جامعه را ايجاد و رهبري نمايد و ديگر در مواردي مانند مراسم 16 آذر نيازي نباشد تا به فراخوان تحكيم وحدتي ها با پرچم سرخ بيايند اما در نهايت تريبون دست راستي ها باشد ، اين تشكل به هر نامي مي تواند شكل بگيرد و وظايف دقيق آنرا هم دانشجويان تعيين كنند ولي مهمترين مسئله اين است كه اين تشكل قطف مخالفي باشد در مقابل تشكل هاي ساختگي رژيم چيزي مانند سنديكا يا شوراهاي كارگري در مقابل خانه كارگر رژيم در كارخانه ها شايد گفته شود اين دو به هم ربطي ندارند ولي اگر چپ مي خواهد اجتماعي باشد بايد ربط پيدا كند و در ضمن وضعيت چپ در دانشگاه بهتر از كارخانه ها است اين فضاي دانشگاه است كه قطبي شده نه جامعه و اين باز هم وظيفه اي است كه مي تواند بر دوش تشكل هاي مستقل دانشجويي باشد ، پس پيش به سوي ايجاد تشكل هاي مستقل دانشجويي

بیانیه ی تحلیلی درباره ی وقایع اخیر دانشگاه چمران اهواز

اتحاد دوم خردادی ها و بسیجیان

علیه فعالین مستقل دانشجویی!

اوایل آبان ماه امسال دانشجویان دانشگاه چمران اهوازمورد هجوم نیروهای اطلاعات قرار گرفتند که منجر به دستگیری و بازداشت شش تن از دانشجویان و احضار و بازجویی تقریبا پانزده نفر از دانشجویان شد.هم اکنون پنج تن از دستگیر شدگان با سپردن وثیقه های میلیونی به طور موقت آزاد شده اند و یکی از دانشجویان به نام جواد علیخانی همچنان در بازداشت به سر می برد.

ما قصد داریم در این بیانیه به صورت خلاصه تحلیلی از این اتفاقات داشته باشیم و همچنین برای جلوگیری از اشتباهات گذشته  می بایست که برخی موارد بیان شود تا بیشتر از این موجب آسیب پذیری دانشجویان چمران نشوند.

شیوه ی دستگیری دانشجویان اهواز بیشتر شبیه آدم ربایی بود و ماموران اطلاعات قصد داشتند یک خبر ساده را که به شکل ابتدایی ای پرورش داده شده بود را بزرگنمایی کرده و از آن برای گرفتار کردن تقریبا همه ی فعالان دانشجویی مورد سوء استفاده قرار دهند. یک گفتگوی ساده ی دانشجویی درباره ی کاریکاتورهایی که درباره ی پیغمبر اسلام -توسط کاریکاتوریست های دانمارکی- کشیده شده بودند از سوی خبرچینان و تحلیل گران اداره ی اطلاعات بهترین مورد برای رسیدن به اهداف ننگینشان تشخیص داده شد. بهترین فرصت بود تا همه ی فعالین مستقل دانشجویی دانشگاه چمران را بر سر جای خودشان بنشانند. هیچ کدام از دستگیر شدگان و احضار شدگان از خطوط قرمز تعیین شده برای فعالیت در دانشگاه ها پا را فراتر نگذاشته بودند و همگی تا حد زیادی به راه و روش اصلاح طلبانه و مشی مسالمت آمیز و فرهنگی اعتقاد داشتند و در عین حال به هیچ کدام از نهاد های رسمیِ سیاسی دانشگاه(بسیج و انجمن اسلامی)وابستگی نداشتند.بعد از انحطاط انجمن اسلامی دانشگاه چمران که از سال ها پیش مراحل سقوط خود را آغاز کرده بود ، نزدیک به سه سال بود که تقرببا انجمن اسلامی هیچ گونه فعالیتی که مورد توجه دانشجویان قرار بگیرد نداشته است و کاملا از سوی بدنه ی دانشجویی طرد شده است.در این فضا کانون های فرهنگی و نشریات مستقل که زیر نظر اداره ی امور دانشجویی دانشگاه می باشند رفته رفته مورد توجه دانشجویان مستقل و فعالین دانشجویی قرار گرفتند و بدنه ی دانشجویی هم روز به روز توجهش به این بخش بیشتر شد و این پیشآمدی بود که به هیچ وجه خوشایند انجمن اسلامی و بسیج دانشجوییِ چمران نبود.معاونت فرهنگیِ دانشگاه چمران که خود از بسیجیان مخلص و رئیس سابق بسیج دانشجویی هم بوده است-اگر چه در ابتدا امید بسته بود که شاید بتواند فعالین مستقل دانشجویی را به زیر یوغ خود در آورد اما نهایتا متوجه شد که اصطلاحا مار در آستین خود پرورش داده!! و دانشجویان مستقل حاضر نخواهند شد که خواسته های انحصار طلبان و بنیادگرایان بسیجی را پیش ببرند.پس به تدریج فعالین مستقل دانشجویی با مخالفت و سنگ اندازی معاونت فرهنگی دانشگاه روبه رو شدندکه خود حدیث مفصلی است.

در این زمان منافع بسیج دانشگاه و انجمن اسلامی با هم بیش از هر زمان دیگری گره خورده بود و می بایست که خود را از شر فعالین مستقل دانشجویی راحت کنند! تبلیغات منفی آغاز شد و بسیج دانشجویی در نشریه ای که منتشر می کرد حمله ی شدید خود را نسبت به فعالین مستقل آغاز کرد و این کار با چراغ سبز معاونت فرهنگی صورت گرفت که دیگر تحمل حضور دانشجویانِ مستقل را نداشت.انواع اتهامات از سوی بسیج و انجمن اسلامی(اصلاح طلبان!!) نثار دانشجویان مستقل می شد. در جریان دستگیری دانشجویان چمران نقش اساسی و کلیدی اعضای انجمن اسلامی دانشگاه چمران برای ما کاملا محرز شده است. یک نفر از اعضای انجمن اسلامی دانشکده ی مهندسی و رئیس انجمن اسلامی دانشکده ی الاهیات به طور واضح و روشن گزارش حضور دانشجویان را داده بودند و تا لحظه ی حضور ماموران اطلاعات در دانشگاه و دستگیری دانشجویان در همکاریِ مستقیم با اداره ی اطلاعات و حراست بودند(جزئیات آن در صورت نیاز ارائه خواهند شد). در جلسه ای اضطراری که با حضور رئیس دانشگاه، رئیس حراست،دبیر انجمن اسلامی مرکزی و نماینده ی کانون های فرهنگی  برگزار شده  بود،دبیر انجمن اسلامی مرکزی از دستگیر شدگان به عنوان "مُشتی کمونیست"  یاد کرده و خواهان برخورد جدی با آنان شده بود!! این شخص در انتخابات ریاست جمهوری گذشته، نشریه ای با عنوان " صدای انجمن" را به صورت سفارشی و با حمایت اصلاح طلبان برای تبلیغ کاندیدای مورد نظرشان به همراه برخی دیگر از اعضای خود فروخته ی انجمن اسلامی منتشر می کرد که در آن زمان رسوایی های اخلاقی و مالی بسیاری هم برملا شدند و انگشت شمار دانشجویانی که از روی صداقت با انجمن اسلامی کار می کردند خود را کنار کشیدند.

همانطور که اشاره کردیم در فضای رقابتی که میان بسیج و انجمن اسلامی ایجاد شده بود،فعالین مستقل دانشجویی هم توانستند تا حدی به فعالیت بپردازند اما نکته ای که به آن توجه نشد این بود که راست گرایان که اینک بر دانشگاه مسلط شده اند تا حدی حاضر هستند برای منافع خود هزینه کنند و وقتی متوجه بشوند که موقعیت و منافعشان در خطر است به راحتی افراد و جریان های مستقل را قربانی می کنند.به عنوان مثال به راحتی انتخابات کانون های فرهنگی در دانشگاه چمران باطل اعلام شد و اعضای مورد نظر خودشان را در آن مجموعه جای دادند یعنی همان کاری که اصلاح طلبان هم در انتخابات انجمن اسلامی انجام داده بودند. جالب اینجاست که معاونت فرهنگی دانشگاه که اکنون به دست بسیجیان افتاده است مرتب از سوی انجمن اسلامی (اصلاح طلبان)مورد انتقاد قرار می گرفت که چرا امکانات را در اختیار کمونیست ها و سکولارها قرار داده است!! و جالب تر آنکه نماینده ی سابق مجلس شورای اسلامی( اهواز ) و از اعضای برجسته ی حزب مشارکت اسلامی بارها به مسئولین دانشگاه هشدار داده بود که جلوی فعالیت فعالین مستقل دانشجویی و به خصوص چپ گرایان و سکولارها را بگیرند و حتا در یکی از مکالمات خود عنوان کرده بود که اگر آن ها نمی توانند کاری بکنند خودش فکری به حال آنان  بکند!!(و اینجاست که عمق شعار "ایران برای همه ی ایرانیان" برایمان مشخص می شود).

به این ترتیب با توجه به نقش اعضای برجسته ی انجمن اسلامی چمران در دستگیری دانشجویان و خط و نشان کشیدن عضو برجسته ی حزب مشارکت و همچنین پرونده سازی نشریات بسیج برای فعالین مستقل دانشجویی ،کاملا روشن است که پروژه ی دستگیری دانشجویان مستقل دانشگاه چمران یک برنامه ی هماهنگ میان راست گرایان و اصلاح طلبان(انجمن اسلامی و نماینده ی حزب مشارکت)بوده است. احتمالا بعد از این ماجرا فعالیت انجمن اسلامی افزایش خواهد یافت و از طرف دیگر خیال هر دو جناح نسبت به فعالیت های دانشجویان مستقل راحت شده است چرا که همه ی فعالین مستقل را با شیوه های مختلف از فعالیت باز داشته اند و هم اکنون دانشگاه چمران یک قبرستان خاموش است.

به گمان ما اصلاح طلبان به هیچ صورت نمی خواهند دوباره هزینه های به میدان آمدن اکثریت مردم را در انتخابات بپردازند و به همین دلیل خیلی دست به عصا گام بر می دارند و همچنین کینه توزانه نسبت به رقبای سیاسی (به خصوص تحریمی ها)برخورد می کنند. تکلیف راست گرایان برای مردم روشن است اما اصلاح طلبان حکومتی نیرو های مستقل را از جناح سیاسی حکومتی مقابل خود، خطرناک تر ارزیابی می کنند و در آینده هیچ فرصتی را برای سرکوب آنان از دست نخواهد داد و به اشکال مختلف به جناح مقابل خود توصیه می کنند که حتا به فکر سوءاستفاده و بهره برداری موقتی هم از نیروهای مستقل نباشد. همه ی تلاش اصلاح طلبان ِ حکومتی تعریف یک مجموعه ی خودی-غیرخودیِ دیگر بر اساس وضعیت کلی امروز جمهوری اسلامی است که بتواند به میزان کافی از قدرت های جهانی هم دلبری کند.

***

احتمالا بسیاری از تحلیل گران جنبش دانشجویی و فعالین دانشجویی به خصوص در دانشگاه های تهران از این بیانیه تا حدی تعجب خواهند کرد و شاید روابط حاکم بر دانشگاه چمران برایشان قابل درک نباشد.اما این یک حقیقت است که نمی توان تحت عنوان کلیِ«جنبش دانشجویی» یک تحلیل واحد را برای همه ی بدنه ی دانشجویی کشور ارائه کرد.به گمان ما هنوز حتا توصیف دقیقی از فعالیت های دانشجویان در مناطق مختلف ایران انجام نشده است و تا آن زمان که ما شناخت مناسبی نداشته باشیم مسلما تحلیل هایمان اشتباه خواهند بود. اعلام حضور و فعالیت جریانات سیاسی در دانشگاه چمران هنوز مراحل ابتدایی خود را می گذراند پس تحلیل گران نباید اتفاقات و مقاومت دانشجویان اهواز را به طور کامل با دانشگاه های تهران مقایسه کنند و همچنین به گمان ما عدم حمایت موثر بدنه ی 15هزارنفری دانشگاه چمران از دانشجویان دستگیر شده و به طور کلی حضور کمرنگ دانشجویان در تجمعات و اعتراضات دانشجویی در سراسر کشور به همه ی جریانات و گروه های دانشجویی خاطر نشان می کند که باید تحلیلی دقیق تر از شرایط موجود انجام داد تا بتوان اکثریت دانشجویان را برای احقاق حقوق خودشان به حرکت در آورد.

در پایان باید تاکید کنیم که هنوز دانشجویان دستگیر شده به خصوص جواد علیخانی که هنوز در زندان به سر می برد زیر فشار هستند.با توجه به رفتار خشن بازجویان اطلاعات با دستگیرشدگان و احضارشدگان مطمئن هستیم که جواد علیخانی زیر شدیدترین شکنجه ها قرار گرفته و سلامتی وی به طور جدی در خطر است.دیگر دانشجویانی هم که آزاد شده اند حق ورود به دانشگاه را ندارند و تکلیف آنان برای ادامه ی تحصیلشان نامعلوم است و این در حالی است که مسئولین دانشگاه هیچ گونه پاسخی به تماس های دانشجویان نداده اند.

ما ضمن سپاسگزاری از همه ی عزیزانی که ما را برای آزادی دانشجویان چمران یاری کردند، دوباره از همه ی آزادی خواهان و برابری طلبان تقاضا داریم که برای آزادی جواد علیخانی ،رفع اتهام توهین به مقدسات و منع تعقیب همگی دانشجویان ما را یاری دهند.

جمعی از دانشجویان دانشگاه چمران اهواز

برقرار باد  استقلال ، آزادی ، برابری

www.ahvazchamran.blogfa.com

اخبار دانشجوی

شنبه سوم آذر 1386

اذیت و آزار خانواده دانشجوی بیمار دربند در سنندج

بيش از 42 روز از بازداشت ياسر گلي، فعال دانشجويي ساکن سنندج مي گذردو در طول اين مدت، خانواده و وکيل ‏مدافع اين دانشجوي ستاره دار، نه فقط يکبار هم اجازه ملاقات با وي را نيافته اند، بلکه در دو هفته اخير ورود خانواده ‏ياسرگلي هم به دادگاه انقلاب ممنوع شده است. مادر ياسرگلي، در گفت و گو با روز از اين روزهاي بي خبري گفته ‏است. ‏

تا حال سه بار با مادر ياسر گلي مصاحبه کرده ام. دفعه نخست از چگونگي بازداشت پسرش گفت، بار دوم از بازداشت ‏همسرش و اکنون از ممنوع الورود شدنشان به دادگاه

===

74 روز بی خبری از وضعیت یک دانشجوی زندانی در شکنجه گاه 209

بنا به گزارشات رسیده، از وضعیت میثاق یزدان نژاد دانشجوی 21 ساله که پس از شرکت در مراسم نوزدهمین سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی در خاوران، روز 18 شهریورماه دستگیر و به بند مخوف 209 زندان اوین منتقل گردید، هیچ خبری در دست نیست.

میثاق یزدان نژاد از بیماری حادی رنج می برد و می بایست داروهای خود را در زمان تعیین شده مصرف کند در غیر اینصورت خطر جدی او را تهدید می کند.